доктор Ҳоҷат Бағой

доктор Ҳоҷат Бағой

мушовир оид ба тадқиқот ва рушд
доктор Ҳоҷат Бағой

доктор Ҳоҷат Бағой

мушовир оид ба тадқиқот ва рушд

از قاب تصویر تا کلامی که فریاد می‌زند؛ مستندسازی به وسعت جان

سرویس فرهنگ وهنر// دکتر حجت بقایی پژوهشگر و مستندساز، با آثاری که پیش‌تر به آن‌ها پرداخته، یکی از عمیق‌ترین نگاه‌ها را به موضوع کودکان خیابانی ارائه داده است. در مستندهای «کودکان خیابانی» و «کودکان خیابان انقلاب» او نه صرفاً تصویری از رنج و تلخی زندگی این کودکان نشان داده، بلکه کوشیده تا روایتگر امید، درد و خاموشی آن‌ها باشد؛ روایتگری که تنها از زاویه دوربین نیست بلکه به واسطه حضور مستقیم و همراهی چندساله با این کودکان شکل گرفته است.

اما آنچه که «غزل کودک بی‌نام خیابان» را از آثار پیشین بقایی متمایز می‌کند، ورود او به دنیای ادبیات و شعری است که زبان خام و مستقیم کودکی است که از نگاه‌ها و حضور جامعه محروم مانده است. شعر، با تمام ظرافت و ایجازش، به شکل بی‌رحمانه‌ای تمام خلأها و فقدان‌های کودک خیابانی را عیان می‌کند: فقدان امنیت، فقدان عشق، فقدان آموزش، و فقدان شنیده شدن.

در این غزل، تصویر کودک در خیابان، در پس هر بیت به شکلی ملموس و واقعی خود را نشان می‌دهد. کودک بی‌نام و نشان که جای بازی و کتاب و دوستی، با خیابان و خاک و درد پاهای زخمی‌اش درگیر است؛ کودکی که سکوتش از صدای فریاد بلندتر است و نگاه‌های دیگران از بی‌تفاوتی او را در همان سایه‌ها محو می‌کنند.

این شعر ترکیبی است از حقیقت تلخ زندگی کودکان خیابانی و هنر شعری که مخاطب را وامی‌دارد نه فقط ببیند بلکه حس کند، نه فقط بشنود بلکه درک کند. «کسی صدای مرا هم نخواست… نه، حتی باد» جمله‌ای است که تا مدت‌ها در ذهن می‌ماند و نه فقط فریاد کودک، که اعتراض جامعه به بی‌تفاوتی‌اش را فریاد می‌زند.

دکتر بقایی با این حرکت از قاب تصویر به دنیای شعر، گستره روایتگری خود را فراتر برده است. او نشان داده که مستندسازی یعنی یافتن هر ابزار و هر زبان ممکن برای بیان آنچه حقیقت است. هنرمند اجتماعی بودن یعنی پیوسته به دنبال مسیرهایی برای دیده شدن کسانی باشی که دیده نمی‌شوند.

اگر آثار پیشین حجت بقایی، تصویری عینی از کودکان خیابانی بود، «غزل کودک بی‌نام خیابان» روایت درونی، ذهنی و قلبی کودک است؛ بازتاب درد و تنهایی که تصویر صرف توان بیانش را ندارد.

این اثر در دل خود هشدار مهمی هم دارد: وقتی کودکان خیابانی نه تنها خانه، که حتی هویت و نام خود را از دست می‌دهند، جامعه تا کجا مسئول است؟ و تا چه حد باید گوش‌ها و دل‌ها را باز کند تا صدای این کودکان بی‌پناه به گوش برسد؟

دکتر بقایی، در این مسیر نه صرفاً مستندساز، بلکه مبلغ اجتماعی است که با ترکیب پژوهش میدانی، روایتگری تصویری و حالا شعر، تلاش می‌کند بهانه‌ای به دست دهد تا شاید گامی کوچک به سوی تغییر برداشته شود.


خبرنگار سرویس فرهنگ وهنر | گروه خبری، پژوهشی اقتصاددان شمال

آویشن ایران؛ ثروت شفابخش پنهان در دل طبیعت

آویشن ایران؛ ثروت شفابخش پنهان در دل طبیعت


گروه خبری پژوهشی اقتصاددان شمال// حجت بقایی،مشاور تحقیق و توسعه: آویشن، این گیاه کوچک و معطر، سال‌هاست که در دشت‌ها و کوه‌های ایران می‌روید و به‌خوبی با اقلیم متنوع کشورمان سازگار شده است. شاید بسیاری از ما فقط به عنوان چاشنی غذا آن را بشناسیم، اما آویشن ایران فراتر از یک ادویه ساده است؛ ثروتی پنهان که در صنایع مختلف از غذایی گرفته تا دارویی نقش کلیدی ایفا می‌کند.

طرفداران آویشن بسیارند؛ کشاورزان سنتی که با شناخت از خواص آن این گیاه را می‌کارند، صنعتگران غذایی که از عطر و طعم بی‌نظیر آن در تولید محصولات بهره می‌برند، و البته صنعت داروسازی که خواص ضدباکتری، ضدالتهاب و تقویت‌کننده سیستم ایمنی آویشن را به خوبی می‌شناسد.

در آشپزی ایرانی، آویشن همیشه جایگاه ویژه‌ای داشته است؛ از طعم دادن به خورش‌ها و کباب‌ها گرفته تا چاشنی غذاهای محلی که بدون آن طعم اصلی خود را از دست می‌دهند. این گیاه علاوه بر خوش‌طعم بودن، دارای خواص دارویی متعددی است که در طب سنتی ایران جایگاه رفیعی دارد؛ استفاده در رفع مشکلات گوارشی، تسکین سرفه، و حتی تقویت حافظه نمونه‌هایی از این فواید است.

اما پتانسیل آویشن ایران فراتر از مرزهای کشور است. با توجه به بازار رو به رشد گیاهان دارویی و طبیعی در جهان، آویشن ایران می‌تواند به عنوان یک محصول صادراتی ارزشمند مطرح شود. برای تحقق این هدف، ارتقای کیفیت، بسته‌بندی مدرن و آموزش کشاورزان در زمینه برداشت و فرآوری بهداشتی بسیار حیاتی است.

در نهایت، آویشن ایران فقط یک گیاه معطر نیست؛ بلکه یک فرصت اقتصادی مهم است که می‌تواند به توسعه پایدار کشاورزی، افزایش درآمد کشاورزان و رونق صنایع غذایی و دارویی کشور کمک کند. با مدیریت هوشمندانه و حمایت‌های مستمر، این ثروت شفابخش پنهان، بیش از پیش در مسیر رشد و شکوفایی قرار خواهد گرفت.

× خبرنگار صنایع غذایی

یک مونولوگ ساده از زندگی؛ وقتی صبح معمولی تبدیل می‌شود به نمایش تقدیر

نقد و یادداشتی بر شعر «صبح‌های ساده با تقدیرهای رؤیایی من»


نویسنده: خبرنگار ادبیات نمایشی، تیوال

شاعر: دکتر حجت بقایی (پژوهشگر و نمایشنامه‌نویس)


در روزگاری که شعر بیش از هر زمان دیگری به ایجاز و تصویرگریِ پرشتاب گرایش یافته، دکتر حجت بقایـی که بیشتر او را با چند نمایش کوچک و مستندهای اجتماعی می‌شناسیم ـ با شعری آرام، روایی، و سرشار از جزئیات زیستی، ما را به تماشای صحنه‌ای از زندگی روزمره دعوت می‌کند.

شعری که بیش از آنکه صرفاً در قالب یک قطعه‌ی ادبی مطرح باشد، انگار برشی است از یک نمایشنامه‌ی مونولوگ‌محور، با فرم اجراییِ ناتورالیستی.

شعر «صبح‌های ساده با تقدیرهای رؤیایی من» را می‌توان نوعی «مونولوگ داخلی» خواند؛ سفری درونی از لحظه‌ی بیداری تا رسیدن به «نقطه‌ی اوج» داستان یعنی تقدیر شدن. و این تقدیر، نه از جنس افتخارات حماسی یا رخدادهای خارق‌العاده، بلکه یک جایزه‌ی کاملاً زمینی است: «کارمند نمونه‌ی ماه».

با این‌حال، لحنی که شاعر برمی‌گزیند، شعر را از سقوط به دامان روزمرگیِ بی‌روح نجات می‌دهد و آن را به تجربه‌ای انسانی و عمیق بدل می‌سازد.

شاعر که نمایشنامه‌نویسی با پشتوانه فیلمنامه نویسی است، در این اثر نیز به خوبی از ابزارهای نوشتار نمایشی بهره برده:

توصیف‌های بصری دقیق و سینمایی مانند "بوی چای"، "قل‌قلِ کتری"، و "دستگاه حضور و غیاب مثل داوری بی‌احساس"، تعلیق در روایت که به‌سادگی و با زبانی روان شکل می‌گیرد: خواننده نمی‌داند دقیقاً چه اتفاقی خواهد افتاد و همین او را تا پایان با شعر همراه نگه می‌دارد.

دیالوگ‌های کوتاه و موثر، که بیش از آنکه صرفاً نقش اطلاع‌رسانی داشته باشند، فضاسازی می‌کنند و شخصیت‌پردازی را کامل‌تر می‌کنند (مثلاً: «آبدارچی با لبخند می‌گوید: صبح بخیر، انگار خبر نداری؟»).

در این شعر، اداره تنها یک مکان فیزیکی نیست، بلکه صحنه‌ای برای بروز هستیِ فردیِ شاعر است.

از خیابان‌های مه‌آلود تا لبخند آبدارچی، از نسکافه‌ی همکار باکلاس تا بوی قهوه‌ی تلخ، هر چیز در این دنیا، حتی دستگاه حضور و غیاب، در خدمت ساختن درامی شخصی و انسانی قرار گرفته‌اند.

یکی از نکات مهم در این شعر، برخورد شاعرانه با تقدیر است.

بر خلاف تصورات کلاسیک یا حماسی از تقدیر، در اینجا تقدیر نه از آسمان می‌آید و نه از جادویی پنهان.

بلکه حاصل تداوم، سادگی، و "زودتر کارت زدن" است. طنزی نازک اما انسانی در تمام سطرهای شعر جاری‌ست؛ طنزی که گاهی با بوی قهوه همراه است و گاهی با «لبخندی که تا ته صورت کشیده می‌شود».

و در نهایت، لحظه‌ای که شاعر روی صندلی آبدارخانه می‌نشیند و لبخند می‌زند، به نوعی نقطه‌ی رستگاری روایت است. او برای اولین بار «نه از روی اجبار»، بلکه از روی انتخاب می‌نشیند. این لحظه، آن‌چنان که در نمایشنامه‌ها می‌نامند، لحظه‌ی تحول شخصیت است؛ جایی که قهرمان می‌فهمد شاید «امروز واقعاً نوبت او باشد».

در مجموع؛ شعر «صبح‌های ساده با تقدیرهای رؤیایی من» شعری است نمایشی؛ در روایت، در تصویر، و در پیش‌برد تدریجی حس.

بقایی، با تسلط بر ابزارهای درام و شناخت عمیق از تئاتر زندگی، موفق شده مرز میان شعر و صحنه را کمرنگ کند. این شعر نه فقط برای مخاطبان ادبیات، بلکه برای هنرمندان صحنه نیز خواندنی و الهام‌بخش است؛ چرا که نشان می‌دهد چگونه از ساده‌ترین لحظه‌ها می‌توان صحنه‌هایی رؤیایی ساخت.

+خبرنگار ادبیات نمایشی تیوال


متن شعر در تیوال


https://www.tiwall.com/wall/post/425346


متن شعر در پایگاه شخصی نویسنده


https://hojjatbaqaee-ir.blogfa.com/post/5004

Хорши-стиль лидерства: новый подход к раскрытию женского потенциала в организациях


В современном быстро меняющемся и сложном организационном мире потребность в новых и гибких стилях руководства становится как никогда актуальной. Традиционные управленческие подходы, часто основанные на власти, контроле и порой скрытом насилии, могут быть эффективны в определённых ситуациях, но зачастую подавляют эмоции, уменьшают креативность и создают нездоровую психологическую атмосферу. Особенно это ощутимо, когда такие стили навязываются женщинам-руководителям, игнорируя их природную тонкость и особенности, что приводит к серьёзным трудностям как для самой руководительницы, так и для её команды.

Доктор Ходжат Бакаии, известный консультант по исследованиям и развитию, а также создатель стиля лидерства «Хорши», много лет занимается вопросами переработки и адаптации стилей управления с учётом особенностей и потребностей женщин. Он убеждён, что управление женщинами не должно быть простой имитацией мужских моделей или существующих общих стилей, а должно основываться на глубоком понимании женского поведения, психологических особенностей и природных способностей. Этот новый подход, результат многолетних исследований, практического опыта и анализа человеческого поведения, которыми занимался доктор Бакаии.

Стиль лидерства «Хорши», созданный доктором Ходжатом, это уникальный и целенаправленный стиль, вдохновлённый изучением женского поведения и природой. Ранее он также представил два других стиля управления, «Дождь» и «Солнце», каждый из которых имеет свои особенности и философию.

Стиль управления «Дождь» символизирует доброту и сострадание, которые женщины обычно проявляют повсеместно, как дождь, равномерно орошающий всё вокруг. Этот стиль полон эмоций и страсти; даже в моменты гнева или трудностей «дождь» доброты продолжает литься. Однако проблема в том, что чрезмерная и безграничная забота порой превращается в наводнение, перегружающее ограниченные эмоциональные возможности людей. Несмотря на свою красоту и искренность, этот стиль может привести к усталости и эмоциональному истощению.

В противоположность ему, стиль управления «Солнце», который доктор Ходжат рекомендует женщинам, сочетает доброту и силу. Женщина должна быть как солнце: тёплая и всеобъемлющая, красивая и яркая среди звёзд, но в то же время жгучая и защищающая своё личное пространство. Солнце даёт свет всем, но не позволяет никому вторгаться в свою суть. Этот стиль позволяет женщинам устанавливать разумные и защитные границы, сохраняя энергию и благополучие.

Эти два стиля отражают разные взгляды и подходы к лидерству, которые должны выходить за рамки общепринятых стилей. Многие современные стили руководства предлагают универсальные решения, которые не всегда одинаково подходят мужчинам и женщинам. Необходимо создавать и продвигать стили управления, специально адаптированные под особенности женщин, чтобы они могли эффективно руководить и при этом сохранять психологический и социальный баланс.

Доктор Ходжат Бакаии настоятельно утверждает, что женщины не должны быть как дождь, бесконечно и безразборно дарить свою доброту. Такая безграничная любовь иногда приводит к потере себя. Вместо этого женщины должны быть как солнце, сияющими и жгучими, добрыми, но защищёнными, чтобы другие обращались к ним только по настоящей необходимости и не нарушали их личных границ. Он подчёркивает, что если люди узнают секрет женского сияния и щедрости, они могут использовать его в своих целях во вред женщинам.

В конечном счёте доктор Бакаии уверен, что выбор стиля «Солнце» позволит женщинам добиться успеха и устойчивости как в семье, так и на работе. Этот стиль, сочетая силу и доброту, даёт возможность женщинам быть эффективными и авторитетными руководителями, при этом сохраняя своё и чужое психоэмоциональное здоровье. По его мнению, такая переработка стилей управления, важный шаг на пути к гендерной справедливости и повышению качества менеджмента в современном мире.

در مسیر توسعه، حتی در زمان تحریم، باید حرکت کرد

گفت‌وگو با دکتر بقایی، نویسنده کتاب «توسعه در زمان تحریم»:

در مسیر توسعه، حتی در زمان تحریم، باید حرکت کرد


اخبار مدیریت: در روزگاری که تحریم‌ها ساختارهای اقتصادی، سیاسی و نهادی کشور را با چالش‌های جدی مواجه کرده‌اند، پرداختن به موضوع «توسعه» بیش از پیش ضرورت یافته است؛ اما در عین حال، تحقق آن نیز با موانع و ابهاماتی همراه است. در همین زمینه، گفت‌وگویی اختصاصی با دکتر حجت بقایی، نویسنده کتاب «توسعه در زمان تحریم» و مشاور تحقیق و توسعه و تحول نهادی انجام داده‌ایم؛ فردی که سال‌ها در فضای اجرایی کشور فعالیت کرده از مسئولیتهای جزئی تا مسئولیتهای کلیدی یا کاربردی به همین خاطر توسعه را نه در سطح تئوری، بلکه در بطن واقعیت‌های پیچیده مدیریتی و اقتصادی دنبال کرده است.

دکتر بقایی در این گفت‌وگو، صریح و بی‌پرده از تجربه زیسته خود در مواجهه با توسعه در فضای تحریم می‌گوید و باور دارد که با همه مشکلات موجود، هنوز می‌توان در این مسیر حرکت کرد و دست‌کم مانع از عقب‌گرد شد.

او در بخشی از صحبت‌های خود چنین می‌گوید:

«واقعیت این است که شرایط کشور آسان نیست؛ تحریم‌ها، محدودیت منابع، بی‌ثباتی تصمیم‌گیری‌ها و فشارهای چندلایه باعث شده مسیر توسعه، بیش از هر زمان دیگری پرفراز و نشیب باشد.

اما در عین حال، اگر فقط به مشکلات فکر کنیم، اگر فقط دور چاله‌چوله‌های مسیر بچرخیم، هیچ‌گاه حرکت نمی‌کنیم.

من خودم سال‌ها در محیط‌هایی بوده‌ام که بسیاری از مشکلات آن، از بیرون قابل دیدن نبود. کار کرده‌ام در فضاهایی که اگر تجربه‌اش نکرده باشید، اصلاً نمی‌فهمید چه فشارهایی هست.»

به گفته وی، توسعه در چنین شرایطی نیازمند دیدگاهی متفاوت است:

«ما مشاورین تحقیق و توسعه باید مسیر خودمان را برویم. گاهی باید کنار بزنیم، ترمز کنیم، یا حتی توقفی کوتاه داشته باشیم. اما توقف کامل در توسعه، یعنی جا ماندن. مسیر توسعه باید ادامه پیدا کند، حتی با سرعت پایین. تعلل ما مساوی است با دیر رسیدن به مقصد و شاید هم نرسیدن.»

او معتقد است مسیر توسعه در فضای تحریم، نیازمند تاب‌آوری، نگاه راهبردی و اجتناب از نگاه صرفاً گلایه‌محور است.

به گفته او، بسیاری از فرصت‌ها در دل همین فشارها متولد می‌شوند، به شرط آنکه نهادها، مدیران و مشاوران توسعه نگاه ایستا به موضوع نداشته باشند.

از دکتر بقایی پرسیدم چرا کتابتون را چاپ نکردید؟

با وجود اهمیت موضوع، کتاب «توسعه در زمان تحریم» هنوز به صورت رسمی چاپ و منتشر نشده است. دکتر بقایی در پاسخ به این سؤال که چرا کتابش را منتشر نکرده، چنین می‌گوید:

«واقعیت این است که خیلی دنبال چاپ نبودم و نیستم. آنچه برای من اهمیت داشت، انتقال تجربه و نگاه تلنگری بود. بخش زیادی از مطالب کتاب را در قالب یادداشت‌های پراکنده، در رسانه‌ها منتشر کرده‌ام. اگر قرار است این مطالب اثربخش باشد، همین اندازه کفایت می‌کند. من این کتاب را برای کسانی نوشته‌ام که توان و دانش تحلیل دارند. آن‌ها که می‌دانند چگونه از دل داده‌های میدانی و تجربه‌های اجرایی، الگو استخراج کنند. ما فقط گزارشگر راهیم، نه مدعی دانستن.»

به دکتر بقایی گفتم این کتاب نوشته هایی است که از توسعه در دل بحران روایت می کند.

کتاب «توسعه در زمان تحریم»، بر اساس مجموعه‌ای از تجربیات میدانی و پروژه‌های واقعی توسعه‌ای تدوین شده و به گفته نویسنده، تلاشی است برای آن‌که نشان دهد حتی در بدترین شرایط نیز می‌توان «راهی» یافت. بقایی معتقد است توسعه صرفاً یک برنامه یا سند نیست؛ بلکه یک فرآیند پیوسته، قابل اصلاح و نیازمند حرکت مداوم است.

«در برخی پروژه‌ها، ما از هیچ شروع کردیم و فقط با تکیه بر ظرفیت‌های محلی و اصلاح نگاه مدیریتی توانستیم تغییر ایجاد کنیم. توسعه الزاماً نیاز به منابع ارزی ندارد. گاهی فقط کافی است نگاه توسعه‌نیافته را کنار بگذاریم.»

چقدر حیف که این گفتگو زود تمام شد ؛ گفت‌وگوی ما با دکتر بقایی، بیش از آن‌که پاسخی به مشکلات باشد، طرح مسئله‌ای جدی درباره «نحوه مواجهه با توسعه در شرایط غیرعادی» است. در زمانه‌ای که تحریم‌ها، بی‌ثباتی‌ها و گسست‌های نهادی، آینده توسعه را مبهم کرده‌اند، دیدگاه‌هایی مانند او می‌تواند تلنگری باشد برای بازاندیشی در سیاستگذاری توسعه‌ای.

شاید همان‌طور که خودش گفت، کافی باشد فقط یک گزارشگر بود؛ اما اگر این گزارشگری صادقانه، میدانی و بر پایه تجربه باشد، می‌تواند چراغ راهی برای آنانی باشد که همچنان می‌خواهند به آینده امید داشته باشند.

خبرنگار: ۴۳۵۶

_ سرویس اقتصاد و توسعه / نشریه اخبار مدیریت