#فودنا بهعنوان #شبکه_خبری_صنایع_غذایی، #کشاورزی، بازار و #اقتصاد_ایران، امروز میتواند به یکی از بسترهای اثرگذار در پیوند میان #خبر ، #تحلیل ، #صنعت و بازار تبدیل شود؛ بستری که نهتنها روایتگر رویدادهاست، بلکه میتواند در شکل دهی به جریان آگاهی، همافزایی صنفی و #توسعه_ارتباطات_حرفه_ای نیز نقشآفرین باشد.
پتانسیلهای فودنا فراتر از یک #رسانه صرف است و میتواند بهعنوان یک #مرجع_تخصصی در #حوزه_غذا و #صنایع_وابسته، نقش مهمی در انعکاس دغدغههای تولیدکنندگان، تأمینکنندگان، فعالان زنجیره ارزش، #شرکتهای_دانش_بنیان، انجمنها، اتحادیهها و مجموعههای صنعتی ایفا کند. این ظرفیت، زمانی بیش از پیش شکوفا میشود که فعالان این حوزه، فودنا را نه فقط یک رسانه خبری، بلکه یک سکوی ارتباطی و تخصصی برای معرفی دستاوردها، چالشها، فرصتها و نوآوریهای خود بدانند.
صنعت غذا و صنایع وابسته، از مزرعه تا سفره، از تولید تا توزیع، و از فناوری تا بازار، به رسانهای نیاز دارد که زبان تخصصی این بخش را بفهمد و بتواند آن را به شکلی دقیق، حرفهای و اثرگذار بازتاب دهد. فودنا میتواند این نقش را با اتکا به شبکه اطلاعرسانی، تحلیلهای تخصصی، پوشش رویدادها و تعامل با بازیگران اصلی این صنعت بهخوبی ایفا کند.
از این رو، از همه فعالان صنعت غذا، #صنایع_بسته_بندی، #ماشین_آلات، #لجستیک، مواد اولیه، کشاورزی، #بازرگانی، #فناوریهای_نوین و سایر بخشهای وابسته دعوت میشود تا با حضور فعالتر در کنار فودنا، زمینه را برای تقویت گفتمان تخصصی، توسعه تعاملات حرفهای و معرفی بهتر ظرفیتهای این صنعت فراهم کنند.
بیتردید، همافزایی میان رسانههای تخصصی و فعالان صنعت، میتواند به ارتقای شفافیت، افزایش سرعت انتقال اطلاعات، توسعه ارتباطات تجاری و تقویت اکوسیستم غذایی کشور منجر شود؛ و فودنا در این مسیر میتواند یکی از محورهای مهم و قابل اتکا باشد.
— حجت بقایی، فودنا
فرهنگ توسعه|| قطعه شعر «برای دختری که نداشته ام» سرودهٔ دکتر حجت بقایی، پژوهشگر، مشاور تحقیق و توسعه (INSO) و عضو هیئت اندیشه ورز مطالبات قانونی گیلان، به تازگی منتشر شده و فضایی متفاوت را در شعر معاصر ایران رقم زده است.

این شعر، فراتر از یک روایت شخصی، به «مسئلهٔ دختر» در جامعهٔ امروز ایران میپردازد و آن را از حصار نگاههای کلیشه ای بیرون میکشد.
شعر با سطرهای کوتاه و نفس بریده شروع میشود: «دختر که نداشتم؛ اما هر دختری که میبینم دخترِ من است.»
این گشایش، پارادوکسی معنادار میسازد که ستون اصلی کل متن است؛ گویی فقدان، تبدیل به فراخوانی برای پدریِ گسترده و بی مرز شده است.

به گزارش خبرنگار ادبی ما؛ از منظر نقد ادبی، چند ویژگی بارز در این شعر دیده میشود:
— درهم آمیزی عاطفهٔ شخصی و دغدغهٔ اجتماعی: بقایی تجربهٔ شخصیِ «دختر نداشتن» را به یک بیانیهٔ انسانی و اجتماعی بدل میکند. تصویر «پدرِ باد شدن» یا «پانسمانِ زخم زانو با بوسه» که یادآور نوستالژی مادرانه است نشان میدهد که محبتِ پدری در این متن جنسیت زدایی شده و به مراقبتِ انسانی بدل میگردد.
— نقد ناخودآگاهِ فرهنگ مردسالارانه:
شعر به صورت صریح شعار نمی دهد، اما «گزیدن حسودان» و پاسخِ «من میخندم» به آنها، نقدی ظریف بر جامعه ای است که الگوی «پدر» را محدود به نسبتِ خونی و فرزندِ واقعی میداند. سطر «عشق به خون نگاه نمیکند» اوج این بینش است؛ جایی که محبت بر زیست شناسی غلبه میکند.

— سایهٔ غم و دغدغهٔ امنیت دختران:
بخشهایی مانند «دخترِ من هیچوقت از دبستان نیامد» و «لالاییِ مردی که نمیخوابد تا خوابِ دخترها امان از گرگها بگیرد»، به نگرانی عمیق جامعهٔ ایران دربارهٔ امنیت و آیندهٔ دختران اشاره دارد. این نگاه، شعر را از یک اثر صرفاً احساسی به سندِ دغدغه مندیِ اجتماعی تبدیل میکند.

— پایان بندی تأمل برانگیز:
سطرهای پایانی «من پدرِ همهٔ شما بودم و این تنها دختری است که داشتم» مفهوم «دخترانگی» را از چندسوی بازتعریف میکند و شعر را با حسی از جاودانگی و میراث عاطفی به پایان میبرد.
در مجموع؛ «برای دختری که نداشته ام» اثری است که با زبانی ساده اما عمیق، از دلِ فقدانِ شخصی، پیامی جهانی میسازد. این شعر نه تنها از نظر ادبی ارزشمند است، بلکه از منظر فرهنگی، آغازگر گفتگویی تازه دربارهٔ نقش پدر، جایگاه دختر و مفهوم «مراقبت» در جامعهٔ ایرانی محسوب میشود؛ گفتگویی که شاید بیش از همیشه به آن نیاز داریم.
پایان گزارش
منبع: یک کتاب
#کانون_دانش_آموختگان_اقتصاد برگزار می کند:
نشست تخصصی با موضوع: "چالش های موجود در #سیاستهای_جمعیتی کشور"
سخنرانان: #دکتر_حسن_خسروی مدرس دانشگاه و متخصص امور برنامه و بودجه کشور
مدیر نشست: #دکتر_صفی_الله_ملکی، استاد دانشگاه و #مدیر_عامل #شرکت_افق_فجر
تاریخ برگزاری:دوشنبه ۱۴۰۵/۵/۲۶
زمان: ساعت ۱۶ الی ۱۸
محل برگزاری: تهران، خیابان ولی عصر، پایین تر از میدان ولی عصر جنب سفارت عراق کوچه صدف پلاک یک
info@eea.ir
کانون دانش آموختگان اقتصاد
منبع: روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه
کارآفرینان صنعتی شمال- گروه رسانه|| در دنیای امروز، سینما و مستند دیگر تنها یک محصول فرهنگی نیستند؛ بلکه پلهایی برای پیوند میان ملتها و بازارهای هنریند. در همین راستا، با حجت بقایی، مستندساز و پژوهشگر که تجربۀ سه دههای در تولید و مدیریت فنی برنامههای رادیو و تلویزیونی دارد، به گفتگو نشستیم تا ظرفیتهای مغفولمانده در تولیدات رسانهایِ حوزه تمدنی ایران و پیوندهای آن با بازارهای منطقه را واکاوی کنیم.
✓همسویی فارسیزبانان؛ از پژوهش تا قاب تصویر:
بقایی معتقد است که کشورهای فارسیزبان (ایران، افغانستان و تاجیکستان) به دلیل اشتراکات ریشهدار زبانی و ادبی، بستری استثنایی برای پروژههای مشترک هستند. او میگوید: «پتانسیل موجود در این جغرافیا فراتر از یک بازار معمولی است. ما با مخاطبانی روبرو هستیم که با جهانِ داستانی یکدیگر پیوند قلبی دارند. اگر تمرکز از "تولیدات پراکنده" به سمت "پژوهشمحوری و تولیدات مشترک" تغییر جهت دهد، میتوانیم آثاری خلق کنیم که استانداردهای بازار منطقه را جابهجا کند.»
به باور بقایی، ترکیب نگاه بومیِ هنرمندان این کشورها با تکنیکهای مدرن مستندسازی، همان نقطۀ طلایی است که میتواند روایتهای اصیل فارسی را به ویترین جهانی برساند.
✓پیوند هنر آذری و ترک با بازارهای منطقهای: یکی از مباحث جذاب در این گفتگو، ظرفیتِ مناطق آذریزبان و ترکزبان ایران برای ورود به بازارهای بینالمللی است. بقایی با نگاهی آسیبشناسانه به این موضوع تأکید میکند: «فرهنگ غنی و پرکششِ آذری و ترکزبانانِ ایران، یک سرمایه فرهنگیِ آماده برای عرضه است. این زبان و این زیستبوم، حلقۀ اتصال ما به بازارهای بزرگ منطقه است. ساخت مستندهای مردمشناسانه یا درامهایی که بر محور آیینها، موسیقی و قصههای این نواحی بنا شدهاند، یک "کالای فرهنگی استراتژیک" محسوب میشود. ما میتوانیم با تکیه بر این نقاط اشتراک، تولیداتی داشته باشیم که نه تنها در ایران، بلکه در بازارهای بزرگ کشورهای ترکزبان نیز با استقبال جدی روبرو شوند.»
✓ضرورتِ ارتقای دانش فنی؛ از ایده تا خروجی: بقایی که خود کولهباری از تجربیات خبری، تولیدی و فنی در رسانه را به همراه دارد، در بخش پایانی صحبتهایش بر لزوم «حرفهایگرایی» تأکید میکند. او معتقد است هنرمندان ما ایدههای درخشانی دارند، اما در حلقه «تولید فنی استاندارد» نیازمند بازنگری هستیم: «هنرِ روایتگری در خونِ هنرمندان ماست، اما برای رقابت در پلتفرمهای جهانی، باید تکنیکهای مدیریت تولید، صدا و تصویر را با استانداردهای روز دنیا همگام کرد. هدفِ ما در بخش تحقیق و توسعه، همین است: انتقال دانش فنی تا ایدههای بکرِ نویسندگان و کارگردانانمان، در بهترین کیفیتِ ممکن روی پرده یا صفحه نمایش بنشیند.»
✓یادداشت: این مطلب نگاهی است به پتانسیلهای پنهانِ مدیوم مستند و تصویر در منطقه که میتواند به عنوان سرفصلی برای گفتگوهای تخصصیتر در حوزه اقتصادِ فرهنگ و دیپلماسی هنری مورد توجه قرار گیرد.