دکترای بیکار یا دکترای توسعهمحور؟ / پیشنهادی برای استفاده از سرمایههای انسانی در ایران
(روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه)
در شرایطی که آمار فارغالتحصیلان دکترا در کشور روند صعودی دارد، اما بسیاری از آنان با مشکلاتی نظیر بیکاری، بیهدفی و بیارتباطی با بازار کار مواجهاند، دکتر بقایی به عنوان مشاور تحقیق و توسعه از طرحی سخن میگوید که میتواند این بحران بالقوه را به یک فرصت ملی تبدیل کند.
طرحی که نه تنها در پی ایجاد شغل برای نخبگان است، بلکه توسعهای منطقهای، بومی، و پایدار را نیز هدف قرار داده است.
در ادامه، بخشهایی از گفتوگوی ما با این دکتر حجت بقایی را میخوانید:
_فارغالتحصیلان دکترا؛ یک بحران یا یک فرصت؟
> ما در حال حاضر با بیش از صد هزار دکترای آموزشدیده در کشور مواجهایم که بخش بزرگی از آنها یا شغلی ندارند یا در جایگاهی فعالیت میکنند که با تخصصشان بیارتباط است. این موضوع را نباید فقط بحران دید، بلکه اگر بهدرستی برنامهریزی کنیم، میتوان آن را به یکی از بزرگترین فرصتهای توسعه کشور تبدیل کرد. دکترای بیکار، یعنی نیرویی پژوهشمحور، آموزشدیده، و معمولاً خودانگیخته که میتوان او را در مسیر حل مسائل منطقهای به کار گرفت.
_ آیا ظرفیت واقعی برای چنین استفادهای در ایران وجود دارد؟
> قطعاً. ایران سرزمینی است با تنوع زیستی، فرهنگی و جغرافیایی بالا، منابع طبیعی فراوان و مشکلات پیچیده توسعهای. کشور ما یک آزمایشگاه زنده برای تحقیقات کاربردی است. اما آنچه تاکنون مغفول مانده، تبدیل «تحقیق» به «اقدام» بوده است. ما باید از نگاه صرفاً آکادمیک عبور کرده و به «پژوهش مسئلهمحور و مأموریتمحور» برسیم.
_راهکار پیشنهادی شما چیست؟
> ما طرحی را تحت عنوان «دکترای توسعهمحور» پیشنهاد می دهیم؛ بهبیان ساده، بهجای تمرکز بر مقاله و انتشار، تمرکز را بر حل مشکلات واقعی مناطق کشور قرار داده ایم. در این طرح، فارغالتحصیلان دکترا در قالب تیمهای تخصصی به مناطق مختلف کشور اعزام میشوند و در حوزههایی مثل:
+گردشگری پایدار
+کشاورزی هوشمند
+صنایع دستی و اقتصاد بومی
+سلامت و ورزش همگانی ؛
به تحلیل ظرفیتها، طراحی راهکارها، و اجرای طرحهای کاربردی میپردازند.
_آیا این طرح فقط یک ایده است یا ساختار اجرایی هم دارد؟
> این طرح یک چارچوب اجرایی مشخص دارد. ما پیشنهاد می دهیم که یک "مرکز ملی هماهنگکننده" در کنار "دفاتر توسعه منطقهای" تأسیس شود. فارغالتحصیلان دکترا در قالب تیمهای ۳ تا ۵ نفره وارد مناطق میشوند، با مردم محلی، دهیاریها، صنایع کوچک و دانشگاهها همکاری میکنند و پروژههایی کاربردی را از ایده تا اجرا مدیریت مینمایند.
_مثلاً در حوزه گردشگری چه کاری میتوان کرد؟
>بسیاری از مناطق کشور ظرفیت بالایی برای گردشگری فرهنگی، تاریخی یا بومی دارند اما فاقد زیرساخت علمی و مدیریتی هستند. تیمهای دکترای توسعهمحور میتوانند:
+تورهای علمی طراحی کنند،
×محتوای دیجیتال برای معرفی مکانها تولید کنند،
+ظرفیتسازی در جامعه محلی انجام دهند،
و حتی با کمک استارتاپها اپلیکیشنهای گردشگری بومی تولید کنند.
_آیا این طرح از نظر اقتصادی هم توجیهپذیر است؟
> بله، و اتفاقاً یکی از مزایای این مدل، بازدهی بالا با هزینه پایین است. شما بهجای ساختوساز یا پروژههای عمرانی سنگین، بر نیروی انسانی و دانایی تمرکز میکنید. در یک برآورد اولیه، میتوان این طرح را با بودجهای معقول (مثلاً کمتر از یک میلیون دلار برای ۵ منطقه پایلوت) آغاز کرد، و نتایج ملموسی در حوزه اشتغال، توسعه محلی، و اعتماد اجتماعی بهدست آورد.
_چرا تاکنون چنین مدلی در کشور اجرایی نشده؟
> شاید چون بیشتر برنامهریزیهای توسعه در ایران «از بالا به پایین» بوده و کمتر از ظرفیت فارغالتحصیلان و نیروهای جوان استفاده شده. همچنین نگاه به تحقیقات علمی هنوز بیشتر در سطح دانشگاهی باقی مانده و به اجرا و محصول تبدیل نشده است.
_ و سخن پایانی شما ؟
> ما در ایران «تحصیلکردههای فراوان، منابع متنوع و مسائل پیچیده» داریم. این سه میتوانند دشمن هم باشند یا ابزار تحول.
اگر بتوانیم دکترها را نه در تهران، که در دل پروژههای توسعه روستایی، کشاورزی، سلامت و فرهنگ به کار بگیریم، شاهد یک جهش واقعی خواهیم بود. این نهتنها یک طرح اقتصادی، بلکه یک رویکرد اجتماعی و ملی است.
{جمعبندی}
طرح «دکترای توسعهمحور» میخواهد نشان دهد که پژوهش فقط در مقاله نیست، بلکه میتواند در احیای یک روستا، اصلاح یک مزرعه، فعالسازی یک منطقه گردشگری یا نجات یک صنعت دستی نیز جلوهگر شود. شاید وقت آن رسیده که پژوهشگران را از اتاقهای دانشگاه به میدان عمل بیاوریم.
× گفتگو از گروه خبری اخبار مدیریت
+ روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه
«چطور میتوانیم برند شویم؟»
( خلاصه گفتگو با دکتر حجت بقایی مشاور تحقیق و توسعه )
پایگاه حامیان مشاور تحقیق و توسعه // این یعنی چطور میتوانید یک هویت متمایز، قابل اعتماد و شناخته شده در زمینه خودتون بسازید، طوری که مردم وقتی اسمتان را میشنوند یا میبینند، یاد چیزی خاص، ارزشمند و منحصربهفرد بیفتند.
در ادامه، مرحله به مرحله مهمترین نکات برای برندسازی شخصی را خدمتتان عرض می کنم:
چگونه برند شخصی خود را بسازیم؟
۱. خودشناسی و تعیین هدف :
اول باید بدانید، دقیقا چه کسی هستید، کجای کار هستید؟ نقاط قوتتان چیست، ارزشها و علاقهمندیهایتان را مشخص نمایید.
و بعد مشخص کنید که میخواهید، در چه حوزهای شناخته شوید، (مثلاً مدیریت، آموزش، هنر، ورزش، فناوری و …).
در مرحله بعد هدفگذاری کنید: چه تصویری میخواهید از خودتان بسازید؟ میخواهید چطور در ذهن دیگران باقی بمانید؟
بعد فکر کنید و مخاطب هدف را تعریف کنید :
بدین صورت چه مشخص کنید میخواهید که کسانی شما را بشناسند و دنبال کنند (کارفرما، مشتری، همکار، دانشجو، جامعه خاص و …).
نیازها و خواستههای مخاطبینتان را بشناسید و سعی کنید، برای آنها ارزش تولید کنید.
و برای شروع کار محتوای ارزشمند تولید کنید ، شروع کنید به تولید محتوای مرتبط و با کیفیت (مثل مقاله، ویدئو، پستمناسب شبکههای اجتماعی، سخنرانی یا وبلاگ).
محتوایی باشد که مشکلات مخاطب را حل کند، یا به آنها مطالب جدیدی بیاموزد.
یادتان باشد ، استمرار داشته باشید؛ برند بدون فعالیت مداوم ساخته نمیشود.
در مرحله بعد حضور آنلاین و آفلاین خود را تقویت کنید،
در شبکههای اجتماعی مهم حوزهتان حضور فعال داشته باشید (ایتا، روبیکا، آپارات، سروش، بله، اینستاگرام، لینکدین، توییتر، یوتیوب و …).
وبسایت شخصی یا وبلاگ داشته باشید تا همه اطلاعات و کارهاتون را یکجا جمع کنید. آرشیو غنی از آثارتان داشته باشید.
در رویدادها، همایشها و جلسات مرتبط شرکت کنید و با افراد جدید آشنا شوید.
یکی از مهمترین موارد ایجاد ارتباط و شبکهسازی است که باید انجام دهید،
ارتباطات حرفهایتان را گسترش دهید.
به دیگران کمک کنید و همکاری کنید؛ این باعث میشود شهرت و اعتبارتان بیشتر شود.
مراقب باشید همیشه حرفهای و مودب باشید، چون رفتار شما بخش مهمی از برندتان می باشد.
در مرحله بعد برای خودتان اعتبارسازی کنید و تخصصتان را به نمایش بگذارید ،
تخصصتان را با مدارک، پروژهها، نمونه کارها و گواهینامه ها نشان دهید.
خلاصه نظرات مثبت و بازخوردهای خوب از دیگران را جمعآوری و منتشر نمایید.
اگر میتوانید، به عنوان سخنران، مربی یا مشاور فعالیت کنید.
آخرین توصیه اینکه؛ از برند شخصیتان مراقبت کنید.
همیشه به بازخوردها گوش دهید و در صورت نیاز خودتان را بهروزرسانی نمایید.
مراقب باشید در هیچ شرایطی اعتبارتان آسیب نبیند (مثلاً دروغ نگویید، وعده ای ندهید که نتوانید اجرا کنید، و …).
و اما نکات طلایی که باید ملکه ذهنتان شود :
صداقت پایه هر برند موفق است.
پایداری و استمرار در فعالیتها، خیلی مهمتر از شروع هیجانانگیز اما کوتاهمدت است.
برند فقط یک لوگو یا اسم نیست؛ رفتار، گفتار و کارهای شما هم برند شما هستند.
همیشه این جمله را از من به یادگار داشته باشید : یادتون باشه که برند شدن یک سفر است، نه مقصد.
+ گفتگو با خبرنگار گروه خبری اخبار مدیریت
+روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه
باقر یکتا: برند هنری صومعهسرا و گیلان
( دکتر حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه + سالها همکاری در کنار استاد یکتا )
چه بخواهیم چه نخواهیم:استاد باقر یکتا برند ماندگارهنر گیلان است.
این شبها در شبکه باران مجموعه عزاداری نمایش می دهد ، که یکی از ستاره های هتر گیلان در گوشه ای از تصویر مشغول عزاداری و پذیرایی از عزاداران است.
به کمیت و کیفیت مجموعه کار ندارم ، اما آن ستاره برای من گوهری گرانبهاست که احساس می کنم ، در کهکشان هنر ایران به آن کمتر توجه شده است.
در این جا گفتگویی داشتم با چند خبرنگار در مورد استاد باقر یکتا که جهت اطلاع بازنشر می کنم:
نگاهی تحلیلی به جایگاه هنری، تاریخی و فرهنگی یک چهره شاخص
در دنیای هنرهای نمایشی و تصویری ایران، به ویژه در استانهای شمالی، کمتر نامی را میتوان یافت که به اندازه «باقر یکتا» نماد پایداری، اصالت و تحول فرهنگی باشد.
او که در طول بیش از چهار دهه گذشته فعالیتهای گستردهای در حوزه بازیگری، کارگردانی، تصویربرداری و عکاسی داشته، نه تنها به عنوان یک هنرمند چندوجهی شناخته میشود، بلکه بهعنوان مبدع و احیاگر تئاتر صومعهسرا و گیلان جایگاهی کم نظیر دارد. این مقاله ادای دین حجت بقایی به استاد باقر یکتاست و در پی آن است تا با تحلیل دقیق ابعاد مختلف فعالیتهای استاد باقر یکتا، دلایل تبدیل شدن وی به یک برند هنری در سطح استانی و ملی را روشن کند.
در درجه اول، پیشینه تاریخی و هنری: حضور مستمر در دوران تحول:
یکی از مهمترین ویژگیهای استاد یکتا، حضور مستمر و فعال او در صحنه هنر از دوران پیش و پس از انقلاب اسلامی ایران است. دکتر بقایی، مشاور تحقیق و توسعه و از همکاران قدیمی استاد ، معتقد است که این استمرار، بنیان اصلی شکلگیری برند هنری اوست. در حالی که بسیاری از هنرمندان پس از انقلاب با محدودیتها و تغییرات گسترده مواجه شدند، جناب یکتا با نگاهی خلاقانه توانست فعالیتهای خود را ادامه دهد و حتی گسترش دهد. به طوری که معاونین وزارت ارشاد و مدیران آن زمان بارها و بارها برای دیدار ایشان به محل تمرین در صومعه سرا آمدند،
ویژگی منحصر به فردی که در ایشان به چشم میخورد، درگیری مستقیم او با فضای اجتماعی و سیاسی زمانه است؛ ساواک چند بار در جوانی او را دستگیر کرد و این نشان میدهد که او هنرمندی در خط مقدم جریانهای اجتماعی و سیاسی زمان خود بوده است. چنین پیشینهای باعث میشود که فعالیتهای هنری او صرفاً نمایش هنر نباشد بلکه نمود بارزی از دغدغههای اجتماعی و فرهنگی باشد.
دوم، احیای تئاتر صومعهسرا و گیلان: -ایجاد زنجیره فرهنگی:
بعد از انقلاب، فضای هنری استانها به ویژه در حوزه تئاتر با چالشهای جدی مواجه شد؛ بسیاری از سالنها و گروهها به دلایل مختلف تعطیل یا غیرفعال شدند. استاد باقر یکتا تاکید می کنم استاد باقر یکتا، با ارادهای قوی، توانست «تئاتر صومعهسرا» را مجدداً راهاندازی کند و به عبارتی، تئاتر گیلان را زنده کند. دکتر بقایی در این خصوص میگوید: «او به عنوان بازیگر و کارگردان، نه تنها خودش فعال بود بلکه نسلهای بعدی را تربیت کرد و زمینه را برای استمرار هنر نمایش در گیلان فراهم آورد.»
این اقدامها باعث شد که تئاتر محلی پس از سالها سکون، روح تازهای بگیرد و به عنوان یک مرکز فرهنگی مهم و تأثیرگذار در استان شناخته شود. این احیا صرفاً یک کار فرهنگی نیست، بلکه یک حرکت اجتماعی و تاریخی است که به تثبیت هویت هنری و فرهنگی منطقه کمک میکند.
سوم، کیفیت هنری و دیده شدن در عرصههای ملی و بینالمللی:
در سالهای اخیر، آثار باقر یکتا حتی در عرصههای بینالمللی نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. یکی از فیلمهای او در مراسم اسکار دیده شده و این اتفاق گویای کیفیت بالای کارهای ایشان است. همچنین، بارها توسط مدیران ارشد هنری کشور مورد تقدیر قرار گرفته اند.
این موفقیتها باعث شدهکه نام استاد یکتا نه فقط در گیلان و شمال ایران، بلکه در میان بزرگان هنر کشور نیز مطرح شود. دکتر بقایی معتقد است: «دیده شدن در چنین سطحی، حاصل سالها تلاش و تجربه اوست و همچنین بیانگر تعهد عمیق وی به هنر و فرهنگ است.»
چهارم، استقلال هنری و چالشهای فرصتطلبی:
یکی از نکات مهم در تحلیل جایگاه استاد باقر یکتا، برخورداری یا عدم برخورداری او از فرصتهای اجتماعی و سیاسی برای توسعه فعالیتهای هنری است. با اینکه او ارتباطات گستردهای داشت، اما هیچگاه فرصت استفاده از آنها را پیدا نکرد.با بهتر بگویم سواستفاده نکرد،این مسئله به دلیل ویژگیهای اخلاقی و هنری او بوده؛استاد یکتا هنرمندی مستقل بود که ترجیح داد راه خود را به دور از بازیهای سیاسی و جناحی ادامه دهد.
این استقلال هنری، اگرچه گاهی به بهای محدود شدن فرصتها تمام شد، اما در نهایت باعث شد که برند او اصالت و ارزش خود را حفظ کند. دکتر بقایی این نکته را اینگونه تبیین میکند: «او برند خود را نه با پشتوانههای غیرهنری بلکه با کیفیت کار و صداقت در هنر بنا کرده است.»
نتیجهگیری: چرا استاد باقریکتا برند هنری است؟
برند هنری:یعنی ترکیبی از اصالت، تداوم، تأثیرگذاری و نمایندگی هویت فرهنگی و اجتماعی یک منطقه.
استاد یکتا به تمامی این معیارها پاسخ داده است.حضور مستمر او در عرصه هنر، احیای تئاتر و فرهنگ نمایشی در صومعهسرا و گیلان، کیفیت بینظیر آثارش و استقلال در مسیر هنری، همه و همه نشان میدهد که او فراتر از یک هنرمند،بلکه یک نماد فرهنگی است.
نظریه مدیریتی مرد نمازخوان
(طرحی از دکتر حجت بقایی، طراح و نظریهپرداز حوزه مدیریت متعهد)
در تمامی ادیان توحیدی، نماز نه صرفاً آیینی فردی، که تجلی عمیقترین ارتباط انسان با آفریننده خویش است. ابراهیم در سجدهاش، موسی در خلوت طور، مسیح در شبهای بیت المقدس و محمد (ص) در دل شبهای تاریک مکه، همگی در نماز، از خویش رها شدهاند تا به «او» برسند. نماز، ریشه در جان بشر دارد؛ همانجایی که هنوز آلوده به ساز و کارهای دنیای مدرن نشده است. و شاید دقیقاً به همین دلیل است که وقتی در مورد مدیریت حرف میزنیم، تلفیق آن با نماز ابتدا غریب به نظر میرسد؛ اما آنگاه که طرح «نظریه مدیریتی مرد نمازخوان» را میشنویم، ناگهان همه چیز معنا پیدا میکند.
در روزگار ماشینی و سرد ما، مدیر تبدیل شده به فرماندهی عملیاتها، اجراکنندهی استراتژیها، و ناظر عدد و نمودارها. انسانیت گم شده پشت فرمولهای KPI و بهرهوری. اما اگر مدیر، همان مردی باشد که در نیمهشب برای نماز برخیزد؟ اگر تصمیمها از وضو آغاز شوند؟ اگر نگاهش به کارمندان، همچون نگاه امام به اصحاب باشد؟ اینجاست که مفهوم مدیریت، از سطح سازمان بالا میآید و به سطح انسان میرسد.
دکتر بقایی، نظریهپرداز طرح «نظریه مدیریتی مرد نمازخوان»، دقیقاً بر همین نقطهی گمشده انگشت میگذارد. او از مدیری میگوید که نه بر میز ریاست، بلکه بر سجاده بندگی تکیه زده است. مدیری که جلساتش با اذان آغاز میشود و سیاستگذاریاش با آیه و روایت تنیده شده است.
میگوید: «ما اگر میخواهیم جامعهمان را از بن تغییر دهیم، باید اول از مدیران شروع کنیم. چون تصمیمهای مدیران، مثل نبض شهر میزند. و اگر این نبض، به ذکر بیفتد، شهر هم به سلامت خواهد رسید.»
طرح او بر پایهی سه اصل استوار است:
اول-مدیر مؤمن، نه فقط متعهد بلکه عاشق است. او سازمان را همچون خانواده میبیند، نه پروژهای برای ارتقاء رتبه.
دوم- نماز، فقط نماد نیست؛ چراغ راه است. تصمیمسازی در فضایی که حضور خدا در آن ملموس است، نتیجهای متفاوت دارد.
سوم- الهام از عاشورا، یعنی مدیریت بر پایه حقیقت، نه منفعت. مدیرِ نمازخوان، شب عاشورا را میفهمد؛ او میداند گاهی باید تنها بماند اما نلغزد.
دکتر حجت بقایی، در تبیین این طرح، نه فقط از متون دینی و سیره اهل بیت بهره میبرد، بلکه با ادبیاتی امروزی، به اقتضائات دنیای کسبوکار نیز توجه دارد. او از مدیرانی میگوید که در عین کارآمدی، اهل دلاند. از کارخانهداری که پیش از پرداخت حقوق، نماز جماعت برپا میکند. از مدیر مدرسهای که با دانشآموزانش در صف نماز میایستد و از خود آغاز میکند.
در میانهی گفتوگو، اشاره میکند که عاشورا، فقط یک واقعه نیست؛ بلکه یک روش برای زندگی است. «مدیریت عاشورایی، همان است که زینب (س) در خرابهی شام نشان داد؛ وقار، کنترل شرایط بحرانی، و حفظ کرامت انسان در بدترین وضعیتها. مگر اینها شاخصهای مدیریت نیستند؟»
طرح «نظریه مدیریتی مرد نمازخوان»، شاید یک دعوت باشد؛ دعوتی برای بازگشت به خویشتن، برای شنیدن ندای درون در میان هیاهوی فرمها و فرمولها. در روزگاری که مدیر بودن مترادف با فاصله گرفتن از مردم شده، این طرح یادمان میآورد که هنوز هم میشود بر سر سفره ساده نشست، با وضو کار کرد و با وضو تصمیم گرفت.
در پایان گفتوگو، دکتر حجت بقایی لبخند میزند و آرام میگوید: «ما اگر مرد نماز بشویم، مرد میدان هم خواهیم شد.»
+ نشریه الکترونیکی کارگاه آموزشی
نقش تعزیه در توسعه فرهنگی، اجتماعی و گردشگری از نگاه دکتر بقایی
(روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه)
تعزیه به عنوان یکی از شاخصترین هنرهای نمایشی سنتی خاورمیانه و به ویژه ایران، نقشی بسیار برجسته و چندوجهی در توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایفا میکند.
از منظر بنده به عنوان یک مشاور تحقیق و توسعه، که سابقه شاگردی اساتید نمایش ،تاتر و تلویزیون را هم با افتخار در کارنامه خود دارم؛ پرداختن به ظرفیتهای تعزیه و بهرهبرداری بهینه از این میراث فرهنگی میتواند زمینهساز تحولات مثبت در حوزههای مختلفی از جمله جذب گردشگر، تقویت هویت فرهنگی، ترویج آموزههای مذهبی و اجتماعی و همچنین نوآوری در صنعت فرهنگ و هنر باشد.
>توسعه فرهنگی و اجتماعی از طریق تعزیه:
تعزیه به عنوان نمایشی آیینی، بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی و مذهبی جوامع شیعی است که با بازنمایی حماسه عاشورا و مفاهیم انسانی و اخلاقی آن، پیوند عمیقی با باورهای مذهبی و ارزشهای اخلاقی دارد. این هنر نمایشی موجب انتقال نسل به نسل آموزههای فرهنگی و مذهبی میشود و در نتیجه، به تقویت انسجام اجتماعی و هویت فرهنگی کمک میکند. در واقع، تعزیه همزمان آموزشدهنده و یادآور مفاهیم تاریخی و ارزشهای اخلاقی است که میتواند به عنوان ابزاری قوی در ارتقاء سطح آگاهی فرهنگی و اجتماعی مردم ایفای نقش کند.
_جذب گردشگر و رونق اقتصادی:
با توجه به جذابیتهای بصری، هنری و آیینی تعزیه، این هنر میتواند به عنوان یک جاذبه فرهنگی مهم در برنامههای گردشگری مذهبی و فرهنگی مورد بهرهبرداری قرار گیرد. توجه به ظرفیت تعزیه در جذب گردشگران داخلی و خارجی میتواند موجب رونق صنعت گردشگری و در نتیجه افزایش درآمدهای محلی شود. برگزاری جشنوارهها، اجراهای عمومی در مکانهای گردشگری و تبلیغات هدفمند در حوزه گردشگری فرهنگی، فرصتهای مناسبی برای معرفی و احیای تعزیه فراهم میکند. این امر همچنین موجب حفظ و ارتقای زیرساختهای فرهنگی و هنری مناطق مختلف میگردد.
_تلفیق فرهنگ و مذهب در قالب تعزیه:
تعزیه به صورت ذاتی تلفیقی از فرهنگ و مذهب است. این هنر نمایشی به بازنمایی رویدادهای مذهبی عاشورا میپردازد و همزمان از زبان هنرهای نمایشی، موسیقی، شعر و لباس سنتی بهره میبرد. این تلفیق فرهنگ و مذهب موجب شده است تعزیه نه فقط یک مراسم مذهبی، بلکه یک رویداد فرهنگی همهجانبه و تأثیرگذار باشد که به ایجاد همدلی اجتماعی و ارتباط نسلها کمک میکند.
_اطلاعرسانی، تبلیغ و آموزش مفاهیم فرهنگی، مذهبی و اجتماعی:
تعزیه به عنوان یک رسانه هنری، ظرفیت ویژهای برای آموزش و اطلاعرسانی دارد. این هنر میتواند پیامهای اخلاقی، مذهبی و اجتماعی را به صورت ملموس و تأثیرگذار به مخاطبان منتقل کند. از این رو، تعزیه میتواند بخشی از برنامههای آموزشی و تبلیغی در زمینه ارتقاء فرهنگ دینی و اجتماعی باشد. استفاده از تعزیه در مدارس، دانشگاهها و محافل فرهنگی میتواند نقش مؤثری در ارتقاء سطح دانش و آگاهی فرهنگی ایفا کند.
_تعزیه، هنر قدیم خاورمیانه و ضرورت نوآوری در آن:
تعزیه یکی از قدیمیترین هنرهای نمایشی خاورمیانه است که ریشه در تاریخ و فرهنگ اسلامی دارد. با این حال، برای حفظ جذابیت و ماندگاری این هنر در عصر حاضر، نیازمند نوآوری و تلفیق با هنرهای مدرن هستیم. بهکارگیری فناوریهای نوین در تولید نمایش، استفاده از جلوههای بصری و صوتی مدرن، و همچنین بهرهگیری از فرمهای هنری جدید مانند سینما، تئاتر معاصر و رسانههای دیجیتال میتواند تعزیه را برای نسل جوان جذابتر و قابل فهمتر کند. این رویکرد نوین، علاوه بر حفظ اصالت تعزیه، موجب گسترش دامنه مخاطبان آن نیز میشود.
_دیگر ظرفیتها و اهمیتها:
فراتر از ابعاد فرهنگی و مذهبی، تعزیه فرصتی برای توسعه اشتغال در حوزههای مرتبط با هنر، طراحی لباس، موسیقی، نویسندگی و کارگردانی فراهم میکند. توجه به تعزیه در برنامههای توسعه فرهنگی میتواند موجب تقویت اقتصاد خلاق و هنرهای سنتی شود و به حفظ میراث فرهنگی و ارتقاء جایگاه هنرمندان محلی کمک نماید.
{نتیجهگیری}
از دیدگاه دکتر بقایی، تعزیه نه تنها یک هنر نمایشی سنتی بلکه ابزاری چندوجهی برای توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که با بهرهگیری از ظرفیتهای بومی و تلفیق هوشمندانه با هنرهای مدرن میتواند نقشی کلیدی در ارتقاء هویت ملی، جذب گردشگر و آموزش مفاهیم مهم فرهنگی و مذهبی ایفا کند. سرمایهگذاری در پژوهش و توسعه در این حوزه، طراحی برنامههای آموزشی خلاقانه و بهرهگیری از فناوریهای نوین میتواند تضمینکننده حفظ و توسعه پایدار این میراث گرانبها باشد.
× گروه خبری اخبار مدیریت
+ روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه