Rain for a Thirsting World
[hojjatbaqaee-ir.blogfa.com]
My heart doth yearn for rain
unbidden, wild and free
That it may cleanse the world of woe and time’s decay;
For parched the earth doth lie as lovers’ lips that plea
A tender kiss from vernal clouds in soft array
No rain from heaven only do I seek tonight;
But from thine eyes, where gentle mercies ever dwell
From smiles of spring that break the chains of winter’s blight
And breathe anew the withered heart they sweetly quell
O would a northern breeze return from forests green
To lay upon my weary soul its ancient balm;
For in my breast a desert vast and bare is seen
Where Love lies cracked, and Waiting weeps in silent calm
Ye clouds that roam the far and restless sphere above
Let fall a rain of boundless grace on mortal breast;
For sorrow’d hearts of humankind crave simple love,
And long for bread, for hope, for peace, for quiet rest
In every street, in every eye, I dryness find;
A thirst no earthly spring nor mortal hand may stay;
O Rain of Hope, descend and cleanse the weary mind
And wash the dust of sorrow’s night from break of day
O kindly sky, where is the blue once thine to wear?
Where are the clouds whose gentle tears the earth restore?
Clouds linger yet, but shed no grief upon the air;
Command them, Lord of Sun and Storm—let fall their store!
For spring hath come with leafless boughs and silent bloom;
And earth, in dreaming, longs for but a single flower;
My heart for rain doth cry, to chase away the gloom
And grant the sorrowed soil new life, new love, new power.
Fall, tear of Heaven’s light through starry fields descend;
Let no poor heart in loneliness abide afar
But every soul find solace, every sorrow end
Beneath the gentle weeping of the eternal star
+++
دلم باران می خواهد
دعای باران
ترانه جمعی: «بخوان تا باران بیاد»
[سراینده: حجت بقایی]
(رهبر گروه میگوید – مردم پاسخ میدهند)
رهبر:
بخوان ای مردمِ خوبِ خدا...
جمع:
بخوان تا باران بیاد
رهبر:
با عشق و با دلِ بیریا...
جمع:
خدا جواب میده، به دلِ پاکا
رهبر:
زمین تشنهست، دلِ ما بیتاب
جمع:
بخوان تا بارون بیاد، بیحساب
رهبر:
ابرها منتظرِ یک صدا...
جمع:
صدا بزن، خدا، خدا، خدااا
همه با هم:
بخوان، بخوان، تا بارون بیاد
با جون و دل، با عشق و یاد
خدا جواب میده، همین الان
اگه همه بخوایم، بیشک، بیاد!
رهبر:
بگو «آمین» با دلِ پرنور
جمع:
آمین، آمین، آمینِ پرنور
رهبر:
بگو «یا رحمان»، با دلِ مغرور
جمع:
یا رحمان، یا رحیم، یا غفور
رهبر:
دستاتونو بلند کنید به آسمون
جمع:
دعا کنید، تا بیاد باروووون
(همه با هم):
بخوان، بخوان، با عشقِ زیاد
تا بشکفه زمین از فرطِ یاد
خدا جواب میده، به صدای ما
بخوان تا باران بیاد... بیاد... بیاد...
+++
یک کتاب// حجت بقایی در صفحه شخصی اش نوشت: در اخبار خواندم گل محمدی را هم دارند به نام رز طائف و و عصاره آن را به نام اسپارتای ترکیه ثبت می کنند... و ما مشغولیم به دعواهای خانگی،،،
گل محمدی، گلِ ایران
ز خاکِ فارس دمیدی، ای گُلِ بیهمتا
عطرت زِ مهرِ ایران است و جانِ دنیا
نه رزِ طائف، نه گُلِ اسپارتا، تویی
گُلِ محمدیِ ایران، نشانِ زیبا
+حجت بقایی
Damask Rose — The Flower of Iran
From Persian soil you bloomed, O matchless rose
Your fragrance carries Iran’s love where it blows
Not Taif’s rose, nor Sparta’s bloom you are
You are Iran’s Damask Rose, our shining star
+hojjat baghaei
#گل_محمدی
#ایران
#گل_ایرانی
#persian_rose
#iranian_flower
پایگاه حامیان مشاور تحقیق و توسعه
تاریخ انتشار: سهشنبه، ۲۰ آبان ۱۴۰۴
(۱۱ نوامبر ۲۰۲۵)
کنفرانس خبری مجازی: دکتر حجت بقایی و چشمانداز توسعه پایدار از نگاه یک مشاور چندوجهی
در قالب یک کنفرانس خبری مجازی که به همت پایگاه حامیان مشاور تحقیق و توسعه برگزار شد، مدیر برنامههای دکتر حجت بقایی به نمایندگی از ایشان به تشریح دیدگاههای کلیدی و فلسفه مدیریتی دکتر بقایی پرداخت.
دکتر حجت بقایی، با تجربه گسترده در حوزههای پژوهش، فیلمنامهنویسی، شعر، ترانهسرایی، روزنامهنگاری و فناوری رسانه، همواره بر اهمیت ترکیب دانش، اخلاق و انسانیت در توسعه پایدار تأکید داشته است.
نکات کلیدی کنفرانس خبری:
۱. نقد تخصصهای صوری:
مدیر برنامههای دکتر بقایی به نقل از ایشان گفت:
«در بسیاری از جاها، متخصصان ما فراتر از تخصص، به پرورش "مزهای بدون دانه" مشغولند و با افتخار میگویند: من کارشناس پرورش مزهای بدون دانه هستم یا مشاور توسعه بازار مزهای بدون دانه در آفریقای جنوبی!»
۲. اهمیت وجدان و مسئولیت در مدیریت:
وی ادامه داد: «تخصص بدون اخلاق، تنها به ابزار خودنمایی تبدیل میشود. دانش و تجربه باید در خدمت جامعه و انسانیت باشد.»
۳. نقش دانشگاهها در تربیت نسل آینده:
مدیر برنامهها اضافه کرد:
«دانشگاهها باید جایی برای پرورش انسانهای آگاه و مسئول باشند، نه صرفاً مرکز صدور مدارک. توسعه پایدار زمانی تحقق مییابد که علم و فناوری با وجدان انسانی همراه باشد.»
۴. پیام پایانی: «توسعه واقعی از انسان آغاز میشود. ساختارها و فناوریها زمانی ارزشمند هستند که در خدمت ارزشهای انسانی باشند.»
پایگاه حامیان مشاور تحقیق و توسعه، ضمن تقدیر از دیدگاههای عمیق و چندوجهی دکتر حجت بقایی، این کنفرانس خبری مجازی را فرصتی برای آگاهیبخشی و ارتقای فهم عمومی از اهمیت انسانیت در توسعه علمی و مدیریتی میداند.
+++
«آب و برق و نام تو، صابر»
(حجت بقایی)
در آبیِ هتلِ غریب
پسرِ خاکِ گرمِ گیلان و گلستان
پا گذاشت.
سایهای نداشت جز موج
و موج
نامِ کوچکش را زمزمه میکرد:
«صابر… صابر…»
در رگِ آب
جرقهای بود
نه از آذرخش
نه از خشمِ آسمان
از بیاحتیاطیِ دستی
که به جای روشنایی
مرگ را وصل کرد.
تنِ جوانِ تو
که میخواست سبکتر از توپ بپرد
در عمقِ آبیِ استخر
افتاد
و مردمِ دور
از پشتِ شیشههای خبر
بهتزده نگاه کردند:
«یک برقِ کوچک
یک لحظه کوتاه
و تمامِ آیندهای که میتوانست بدرخشد…»
ای پسرِ تیم ملی
تو دیگر در تورِ خاک
نمیپری.
اما نامت
در آغوشِ همان توری میلرزد
وقتی هر توپ
بر زمینِ ایران مینشیند.
قطر
با همه برجهای درخشانش
نمیداند
که چطور
باید
پاسخِ اشکِ مادرِ تو را بدهد.
و ما
در این سوی مرز
میپرسیم از باد:
چرا هر حادثه
در خاکِ خودی
آتش میشود
و در خاکِ غریبه
سکوت؟
آب
که باید تطهیر باشد
چرا اینچنین بیرحم شد؟
و برق
که باید روشن کند
چرا خاموش کرد؟
ای صابر
نامت
در صدای سوتِ داورِ بازیِ بعد
خواهد لرزید
و هر پاسِ بلند
به یاد تو خواهد بود.
آرام بخواب
ای والیبالیستِ خسته
که حالا
نه تور
نه زمین
و نه برقِ بیرحم
دیگر
نمیتوانند
بر تو غلبه کنند.
+شعر نیمایی
#حجت_بقایی