ترانه: نبرد زندگی /
The Battle of Life
(سبک: Heavy Metal – تم فلسفی، تلخ، آگاهانه)
(ترانه سرا: حجت بقایی / Hojjat Baghaei)
زندگی نبرده…
چه بخوای، چه نخوای…
چه بدونی، چه ندونی…
و باید یاد بگیری
چطور بجنگی!
Every day’s a war, with no one to name,
A battle of faces, in a losing game.
You fight for a chair, for a cup of tea,
And the world laughs loud — “That’s destiny!”
(هر روز یه جنگه، بینام و بیقانون
جنگِ صورتهاست، توی بازیِ بیجون
میجنگی برای یه صندلی، یا یه چای
و دنیا میخنده، میگه: اینه سرنوشتِ تو، رفیق!)
Some fall for nothing, some rise for pain,
The wise go silent, the fools remain.
(بعضیا بیهیچ چیز میافتن، بعضیا برای درد بلند میشن
خردمندا ساکتن، احمقا هنوز اینجان)
This is the Battle of Life!
No mercy, no guide.
You blink — you lose,
You breathe — you choose.
We’re born to burn, to fight the flame,
And die unnamed!
(این نبردِ زندگیه!
نه رحم، نه راهنما!
پلک بزنی، باختی…
نفس بکشی، انتخاب کردی.
زاده شدیم تا بسوزیم، تا با آتیش بجنگیم،
و بینام بمیریم!)
A friend turns rival for a sip of tea,
Your peace is the price of their jealousy.
They talk of honor, but crawl for fame,
You lose your soul in their stupid game.
(یه دوست، واسه یه چای میشه دشمنت
آرامشت رو میفروشی به حسادتِ دیگران
از شرف میگن، اما برای شهرت میخزن
و تو توی بازی احمقانهشون روحتو میبازی)
Many fall not by war…
But by distraction.
They die while scrolling —
Lost in reaction.
(خیلیا تو جنگ نمیمیرن،
تو حواسپرتی میمیرن…
تو سکوتِ شبکهها،
تو مرگِ تمرکز…)
This is the Battle of Life!
Stand tall or fade in lies!
Fight the noise, burn the chains,
Face the mirror — kill your pain!
(این نبردِ زندگیه!
بلند شو یا گم شو توی دروغ!
با هیاهو بجنگ، زنجیرا رو بسوزون،
تو آینه نگاه کن — دردتو بکش!)
و هنوز میجنگی...
برای یه چای سرد،
برای یه روز دیگه...
زندگی همینه — نبرد تا آخر نفس.
+++
تیوال/ ادبیات
https://www.tiwall.com/wall/post/455964
#ترانه
#نبردـزندگی
#تیوال
#مشاورـتحقیقـوـتوسعه
ترانه: نمازِ طوفان / Storm Prayer
(سراینده: حجت بقایی Hojjat Baghaei)
دعا کنید، صدایِ ما رو بشنوه آسمون
Pray aloud — let the thunder feel your tone,
انگار آسمون قهر کرده با زمین
The sky turned its face, the sun is gone.
خشمِ ابرها رو ندیدیم
We missed the rage in the clouds,
اخمِ خورشید، خاموش و سرد
The sun’s frown faded — proud and blurred.
زمین لبِ ترکخورده درد
The earth is bleeding dry and bare,
فریاد بزن، بخون، بخواه
Scream, pray, show you care!
نمازِ طوفان بخوان
Pray the storm — awaken the rain,
به خاطرِ عشق، به خاطرِ جان
For love, for life, for the pain.
از تهِ دل صدا بزن
Cry from your soul — let it burn,
آسمان گوش میده، دیر یا زود
The sky will answer, the rain will return.
بخوان برای کودکان
Pray for the children, the dry fields too,
برای اونایی که دوست داری
For the ones who still believe in you.
خاک داغه، دلها تشنه
The ground is fire, hearts are dry,
اگه نباری، ای خدا، واااای...
If you don’t rain — we’ll die, we’ll cry.
آسمان... بشنو، بشنو، بشنو...
Sky… hear us… now…
تشنگان، در آتشِ بیصدا...
Thirsty souls burn below…
ببار، ببار، ببار...
Let it rain… let it flow…
نمازِ طوفان بخوان
Pray the storm — tear the skies apart,
با فریاد و ایمان
With fire and heart,
از تهِ دل بخواه
Pray till the darkness cracks,
خدا جواب میده
God… will … answer … back!
بخوان، ای انسانِ خاک
Pray, oh creature of dust,
که رحمت هنوز زنده ست
Mercy still lives — in trust.
نمازِ طوفان آغاز شد...
The Storm Prayer has begun...
Amen to the rain...
+++
#دوزبانه
#ترانه #باران
#ترانه #طوفان
#دعای #باران
#حجتـبقایی
#hojjat_baghaei
ترانه: نبرد زندگی /
The Battle of Life
(سبک: Heavy Metal – تم فلسفی، تلخ، آگاهانه)
(ترانه سرا: حجت بقایی / Hojjat Baghaei)
زندگی نبرده…
چه بخوای، چه نخوای…
چه بدونی، چه ندونی…
و باید یاد بگیری
چطور بجنگی!
Every day’s a war, with no one to name,
A battle of faces, in a losing game.
You fight for a chair, for a cup of tea,
And the world laughs loud — “That’s destiny!”
(هر روز یه جنگه، بینام و بیقانون
جنگِ صورتهاست، توی بازیِ بیجون
میجنگی برای یه صندلی، یا یه چای
و دنیا میخنده، میگه: اینه سرنوشتِ تو، رفیق!)
Some fall for nothing, some rise for pain,
The wise go silent, the fools remain.
(بعضیا بیهیچ چیز میافتن، بعضیا برای درد بلند میشن
خردمندا ساکتن، احمقا هنوز اینجان)
This is the Battle of Life!
No mercy, no guide.
You blink — you lose,
You breathe — you choose.
We’re born to burn, to fight the flame,
And die unnamed!
(این نبردِ زندگیه!
نه رحم، نه راهنما!
پلک بزنی، باختی…
نفس بکشی، انتخاب کردی.
زاده شدیم تا بسوزیم، تا با آتیش بجنگیم،
و بینام بمیریم!)
A friend turns rival for a sip of tea,
Your peace is the price of their jealousy.
They talk of honor, but crawl for fame,
You lose your soul in their stupid game.
(یه دوست، واسه یه چای میشه دشمنت
آرامشت رو میفروشی به حسادتِ دیگران
از شرف میگن، اما برای شهرت میخزن
و تو توی بازی احمقانهشون روحتو میبازی)
Many fall not by war…
But by distraction.
They die while scrolling —
Lost in reaction.
(خیلیا تو جنگ نمیمیرن،
تو حواسپرتی میمیرن…
تو سکوتِ شبکهها،
تو مرگِ تمرکز…)
This is the Battle of Life!
Stand tall or fade in lies!
Fight the noise, burn the chains,
Face the mirror — kill your pain!
(این نبردِ زندگیه!
بلند شو یا گم شو توی دروغ!
با هیاهو بجنگ، زنجیرا رو بسوزون،
تو آینه نگاه کن — دردتو بکش!)
و هنوز میجنگی...
برای یه چای سرد،
برای یه روز دیگه...
زندگی همینه — نبرد تا آخر نفس.
+++
شعر بقایی:::
[شاعر: حجت بقایی]
شب
از لابلای استخوانم عبور میکند
بی آنکه نشانی بگذارد
جز لرزشی
که نامش را هیچ زبانی نمیداند
من
به هر سو که میروم
سایهای از من پیش تر قدم میگذارد
سایهای که
گاهی از خودم صبورتر است
و گاهی
مثل تیغِ بادی در ارتفاع
بیرحمانه مرا پس میزند
جهان
درست وقتی خیال میکنی فهمیدهایش
چهرهاش را عوض میکند
و تو
در میان دودِ یک پرسش
گم میشوی
من از همین گم شدن
زاده شدهام
از همین رهاشدگیِ بیانتها
جایی که
نه ترسی دارد
نه خدای روشنی
فقط صدایی دور
که هرگز نمیگوید
از کجا آمده
و به کجا میبَردت
+++
Baghaei Poetry:::
[Poet: Hojjat Baghaei]
The night passes through my bones
without leaving a trace
except for a tremor
that no language knows its name
Wherever I go
a shadow steps ahead of me
A shadow that
is sometimes more patient than myself
And sometimes
like a blade of wind at high altitude
It ruthlessly pushes me back
The world
Just when you think you understand it
It changes its face
And you
Get lost amidst the smoke of a question
I was born from this getting lost
From this endless abandonment
Where
there is neither fear
nor a clear God
Only a distant voice
That never says
Where it came from
And where it takes you
+++
نخستین اجلاس استانداران استانهای ساحلی کشورهای حاشیه دریای خزر با شعار «خزر، پل دوستی و توسعه منطقهای» صبح امروز (سهشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴) با حضور مقامهای عالیرتبه داخلی و خارجی در رشت آغاز شد.



این اجلاس روزهای سه شنبه و چهارشنبه ۲۷ و ۲۸ آبان ماه جاری با هدف تقویت همکاریهای منطقهای، توسعه پیوندهای اقتصادی، فرهنگی و گردشگری و همافزایی استانهای ساحلی پنج کشور در رشت برگزار می شود.
#تکنسین_فنی_رسانه
#مستند
#برنامه_تلویزیونی
#اجلاس_استانداران_دریای_کاسپین
#استانداران_حاشیه_دریای_خزر
#گیلان
#اجلاس
#خزر
#ایران
#گزارش_خبری
#روسیه#تصویر_بردار
#قزاقستان