доктор Ҳоҷат Бағой

доктор Ҳоҷат Бағой

мушовир оид ба тадқиқот ва рушд
доктор Ҳоҷат Бағой

доктор Ҳоҷат Бағой

мушовир оид ба тадқиқот ва рушд

مجموعه ترانه: خفه شو لعنتی!!!

مجموعه ترانه: «خفه شو لعنتی»

ترانه سرا: حجت بقایی

#ترانه

#خفهـشو

#حجتـبقایی

#شعرـفارسی

#ادبیات

#پاپ

#سپید

#hojjat_baghaei

#poem

#iranian_poet

#lyrices

#هویـمتال

#راک

#شعرـنو

توسعه به مثابه فرهنگ عمومی؛ از ضرورت تا تحقق قلبی

ستاد مشاورین تحقیق و توسعه کارآفرینان صنعت ایرانی|| مصاحبه و گفتگو با دکتر حجت بقایی (مشاور تحقیق و توسعه) _ توسعه به مثابه فرهنگ عمومی؛ از ضرورت تا تحقق قلبی

 فرهنگ توسعه: با تشکر از وقتی که به ما دادید، دکتر بقایی. در حوزه تحقیق و توسعه، شما همواره بر تأثیرات عمیق فرهنگی تأکید دارید. اجازه دهید بحث را با یک پرسش بنیادین آغاز کنیم: چرا توسعه، در نگاه شما، باید از یک فرآیند فنی یا اقتصادی صرف، به یک "فرهنگ عمومی" تبدیل شود؟

دکتر بقایی: بسیار خوشحالم که به این نکته اساسی می‌پردازیم. توسعه زمانی پایدار و اثرگذار است که از سطح تصمیم‌گیریهای کلان و میزهای مدیریتی فراتر رود و به جزء‌وجزء زندگی مردم نفوذ کند. توسعه صرفاً ساختن یک پل یا تولید یک تکنولوژی نیست؛ توسعه، تغییر در نگرش، انتظارات و روشهای زیستن است. وقتی توسعه به فرهنگ تبدیل می‌شود، یعنی دیگر یک "وظیفه تحمیلی" نیست، بلکه به یک "خواست درونی" تبدیل شده است.

فرهنگ توسعه: این "خواست درونی" نکته بسیار مهمی است. شما اشاره کردید که توسعه باید ملکه ذهن شود و تبدیل به خواست قلبی گردد. این گذار چگونه محقق می‌شود؟ آیا این به معنای کنار گذاشتن روشهای خشک علمی و رسمی نیست؟

دکتر بقایی: دقیقاً. توسعه‌ای که صرفاً با بخشنامه یا آمار و ارقام حجمی اندازه‌گیری شود، محکوم به شکست است؛ زیرا با اولین فشار اقتصادی یا تغییر دولت، از بین می‌رود. برای ماندگاری، باید در قلب و جان مردم جای بگیرد. این ملکه شدن نیازمند آن است که ما ابزارهای انتقال را تغییر دهیم.
ما باید از زبان آمار و گزارشهای رسمی فاصله بگیریم و به زبان هنر، داستان و ترانه نزدیک شویم. توسعه باید آنقدر مشاهده‌پذیر باشد که مردم بتوانند خود را در نتایج آن ببینند و احساس کنند که پیشرفت، مال خودشان است. وقتی توسعه تبدیل به یک باور عمیق قلبی شود، دیگر نیازی به اجبار نیست؛ مردم خود پیشران آن خواهند بود.

فرهنگ توسعه: پس هنر، ابزاری برای "مردمی‌سازی" توسعه است. اینجاست که آثار شما، مانند ترانه‌هایی که در حوزه توسعه سروده‌اید، اهمیت پیدا می‌کنند. این آثار نشان می‌دهند که ایده‌های توسعه‌ای، باید از چارچوبهای تنگ آکادمیک رها شوند تا بتوانند در "بوم خاموشی" جامعه نقش بزنند. آیا این تلاشی برای ترجمه علم به حیات است؟

دکتر بقایی: کاملاً درست است. ادبیات، شعر و موسیقی می‌توانند شکاف عظیم میان "دانش نظری" و "تجربه زیسته" را پر کنند. تحقیق و توسعه گاهی به دلیل محدودیت منابع یا پیچیدگی، در بایگانیها مدفون می‌شود. هنر پل می‌زند. هنر، توسعه را از قالب سند و مقاله خارج می‌کند و آن را به حس مشترک و امید مدد در نگاه مردم تبدیل می‌کند. این همان راه دوم ماست؛ راهی که در آن، منطق خشک تنها پاسخگو نیست و جایی که اعداد راه را بسته‌اند، احساس و روایت، راه را باز می‌کند. توسعه‌ای که قلبها را فتح نکند، فقط یک نمودار خواهد بود.

---

نقد تحلیلی بر ترانه «آیینه اندیشه»

ترانه «آیینه‌ی اندیشه» دکتر بقایی، یک بیانیه هنری قدرتمند در باب لزوم تغییر پارادایم در مفهوم‌سازی و اشاعهٔ توسعه است. این اثر نه یک گزارش فنی، بلکه یک دعوتنامه رهایی برای ایده‌های توسعه‌ای است که در انزوای نهادهای رسمی گرفتار شده‌اند.
✓۱. تقابل ساختاری: هنر در برابر آکادمیک: بخشهای اولیه ترانه، با استفاده از تصویرسازیهای سنگین (هوای خاک‌خورده، برگهای کهنه سؤال، غبار)، بر وضعیت رکود و محبوس ماندن دانش تأکید می‌کند. این وضعیت در تقابل مستقیم با هدف اصلی قرار می‌گیرد:
> «نه جدول، نه نمودار، نه سند و مقاله، فراتر از چارچوبهای تنگِ آکادمیک.»

این خطوط، نقد صریح بر زبان خشک و زائدِ گزارش‌نویسی در حوزه توسعه است که غالباً مخاطب عام را فراری می‌دهد. ترانه فریاد می‌زند که توسعه باید بی‌پرده و بدون حکایتهای حاشیه‌ای (قصه گم نشود در میان اعداد) روایت شود.
✓ ۲. کارکرد ادبیات: پل زدن بر شکافها: دکتر بقایی به زیبایی نقش ادبیات را به عنوان «پلی میان دل و علم» تعریف می‌کند. این مهمترین دستاورد هنری ترانه است؛ زیرا توسعه را از فضای صرفاً عقلانی (علم) به فضای انسانی (دل) منتقل می‌کند.

> «ادبیات، پلی میان دل و علم، بسترِ انعطاف، راهِ دومِ ما.»

این «راه دوم»، همان راهی است که باعث می‌شود ایده یا نوآوری، حتی با کمبود منابع یا زمان، از طریق «روشنی روایت» به عمق دیدن برسد. این انتقال، ماهیت توسعه را از «تولید خروجی» به «تأثیرگذاری درونی» تغییر می‌دهد.
✓ ۳. عمق فرهنگی و انسانی توسعه: اوج تحلیل در بخشهایی است که توسعه را از بُعد مادی جدا کرده و به بُعد انسانی و اجتماعی پیوند می‌زند:
> «بلکه در نگاهِ مردم، در امیدِ مدد، در حسّ مشترکی که جهان را می‌سازد.»

این نگاه، توسعه را به گفتمان جمعی و تجربه زیسته پیوند می‌دهد. توسعه دیگر صرفاً افزایش تولید ناخالص داخلی نیست؛ بلکه احساس مشترکی است که در مردم شکل می‌گیرد. این همان چیزی است که شما در صحبتهای دکتر بقایی مطالعه کردید: توسعه باید «خواست قلبی» شود تا در «نگاه مردم» قابل مشاهده باشد.
به گزارش خبرنگار ما؛ ترانه «آیینه اندیشه»، تلاشی موفق برای انسانی‌سازی علم توسعه است. این اثر با استفاده از استعاره‌ها، بر این نکته تأکید دارد که ماندگاری و عمق تأثیرگذاری هر طرح توسعه‌ای، وابسته به توانایی آن در نفوذ به لایه‌های زیرین فرهنگ و تبدیل شدن به یک «روایت زنده» است. این ترانه، به عنوان یک مفسر امین برای ایده‌ها، خود نمونه‌ای عملی از همان روشی است که دکتر بقایی برای اشاعه توسعه پیشنهاد می‌کند: «روایتگری عمیق و فراتر از محدودیتهای فرمالیته.»
+++

گزیده متن سخنرانی دکتر بقایی در نشست فیلمنامه‌خوانی «نقطه‌ای برای ایستادن می‌خواهم همین!»

گزیده متن سخنرانی دکتر حجت بقایی در نشست فیلمنامه‌خوانی «نقطه‌ای برای ایستادن می‌خواهم همین!»

دوستان و همراهان عزیز،

از حضور آرام و بی‌هیاهوی شما در این نشست تشکر می‌کنم. من از ابتدا هم قصد نداشتم این فیلمنامه را به عنوان یک "محصول فرهنگی برای فروش" عرضه کنم. متن این فیلمنامه، نه برای گیشه نوشته شده، نه برای پاداش، و نه حتی برای تایید. «نقطه‌ای برای ایستادن می‌خواهم همین!» برای من نوعی بازگشت بود؛ بازگشت به خود، به آدمهایی که زیر صدایِ رسمیِ سروصداها، آهسته زندگی می‌کنند، و هر روز بخش کوچکی از امیدشان را در سکوت خرج می‌کنند.

من در این اثر نخواستم اعتراض کنم، چون اعتراض، در این روزها خودش تبدیل به نمایش شده است. خواستم اعتراف کنم؛ اعتراف به خستگیِ جمعی، به فرسودگیِ انسانی که نه از نادانی بلکه از تکرارِ بی‌ثمرِ دانستن، زخمی شده است. در مسیر نوشتن این فیلمنامه، بیشتر از آنکه با شخصیتها گفتگو کنم، با سکوتشان زندگی کردم. سکوتی که سنگینتر از هر فریاد بود.

ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که دیوارها گوش دارند، اما برای شنیدن نه؛ برای ضبط کردن و سانسور کردن. سقفها دهان دارند، اما برای بلعیدن نه؛ برای تفسیر کردنِ درد به نفعِ روایتهای رسمی. و میان این سازوکار پیچیده بی‌صدایی، انسانهایی مانده‌اند که فقط دنبال یک نقطه‌اند؛ نقطه‌ای برای ایستادن، برای بازتعریفِ "بودن".

من در این متن تلاش کرده‌ام فریاد را از جایش تکان ندهم، بلکه به آن نزدیک شوم؛ آن را لمس کنم، بدون آنکه فریاد بزنم. قهرمانِ این فیلمنامه یک شمایل نیست، او هیچ نامی ندارد، چون نامها همیشه از ما چیزی کم می‌کنند. او انسانی است که فقط می‌خواهد بدل شود به «شاهدِ بودن»، نه شعارِ زیستن.

در نهایت باید بگویم این فیلمنامه فعلاً منتشر نمی‌شود، نه از روی پرهیز که از روی وفاداری؛ وفاداری به زمانی که باید گفت، نه زمانی که باید دیده شد. این اثر تا موقعی که گفتگو در این سرزمین دوباره معنا پیدا نکند، انتشار نمی‌یابد. چون گفتگو، مقدمه شنیدن است، و شنیدن، مقدمه‌ تغییر.

من از همه شما می‌خواهم به جای اینکه در پایان این نشست به من تبریک بگویید، لحظه‌ای فکر کنید که در زندگی خودتان، کجایید؟

آیا نقطه‌ای برای ایستادن دارید؟

یا هنوز در بازیِ تقسیمِ فریاد، سهمی از سکوت گرفته‌اید؟

«نقطه‌ای برای ایستادن می‌خواهم همین!» برای من نه یک عنوان است، نه یک شعار، بلکه یک خواهش است از زندگی؛

خواهشِ یافتنِ زمینی که در آن، انسان دوباره "خودش" باشد، بی‌نیاز از تفسیر، بی‌نیاز از مجوز، و بی‌نیاز از فریادهای تمرینی.

سپاس از شما که شنیدن را انتخاب کرده‌اید، نه تماشا کردن را.

این خود نوعی ایستادن است... نقطه‌ای کوچک، اما واقعی.

ارادتمند: حجت بقایی

نویسنده فیلمنامه: «نقطه‌ای برای ایستادن می‌خواهم همین!»

#فیلمنامه

#حجتـبقایی

#نقطهـایـبرایـایستادن

رئیس انجمن المپیک دانشجویان ایران چندین حکم انتصاب جدید صادر کرد

رئیس انجمن المپیک دانشجویان ایران چندین حکم انتصاب جدید صادر کرد

رئیس انجمن المپیک دانشجویان ایران چندین حکم انتصاب جدید صادر کرد
دکتر علیرضا سلمانیان نوکابادی، رئیس انجمن المپیک دانشجویان ایران با صدور احکام جداگانه‌ای، اعضای جدید هیأت‌مدیره، معاونت‌ها و کمیته‌های تخصصی این انجمن را منصوب کرد.
کد خبر : 6304
تاریخ انتشار : شنبه 11 بهمن 1404 - 2:04

انتصاب نیوز _ به گزارش بام جنوب، دکتر علیرضا سلمانیان نوکابادی، رئیس انجمن المپیک دانشجویان ایران، در راستای تحقق اهداف عالیه این انجمن و با رویکرد ارتقای کیفی ورزش دانشجویی کشور، با صدور احکام جداگانه‌ای مسئولان جدید بخش‌های مختلف انجمن را منصوب کرد.

 

این انتصابات با هدف بهره‌گیری از ظرفیت نخبگان علمی، فرهنگی، اجرایی و ورزشی و در چارچوب ارزش‌های فرهنگ اصیل ایرانی ـ اسلامی و آرمان‌های جنبش جهانی المپیک صورت گرفته است.

 

بر اساس این احکام، افراد زیر به مدت یک سال و از تاریخ صدور احکام، عهده‌دار مسئولیت‌های جدید شدند:

۱- دکتر بهرام مرادی به سمت قائم‌مقام و عضو هیأت‌مدیره انجمن المپیک دانشجویان ایران

۲- دکتر سید مالک کشاورززاده به سمت عضو کمیته رسانه انجمن المپیک دانشجویان ایران

۳- دکتر علی حسین‌پور به سمت عضو هیأت‌مدیره انجمن المپیک دانشجویان ایران

۴- معصومه سلمانیان به سمت معاون امور حقوقی انجمن المپیک دانشجویان ایران

۵- دکتر مهدی محمدی مبارکه به سمت دبیر کمیته پزشکی انجمن المپیک دانشجویان ایران

۶- دکتر حجت بقایی به سمت عضو کمیته روابط عمومی انجمن المپیک دانشجویان ایران

۷- استاد فتانه ضیائی به سمت عضو کمیته سبک‌های کنترلی کاراته انجمن المپیک دانشجویان ایران

۸- سلمان مهدوی به سمت عضو روابط عمومی و رسانه انجمن المپیک دانشجویان ایران

۹- مهندس هادی‌زاده به سمت مسئول کمیته فنی انجمن المپیک دانشجویان ایران

۱۰- استاد فرزاد شجاع به سمت مسئول کمیته سبک‌های آزاد کاراته انجمن المپیک دانشجویان ایران در جنوب کشور

۱۱- محمدجواد احمدی به سمت عضو کمیته ماساژ انجمن المپیک دانشجویان ایران

 

رئیس انجمن المپیک دانشجویان ایران در این احکام، با تأکید بر نقش افراد فرهیخته و توانمند در پیشبرد اهداف انجمن، ابراز امیدواری کرده است که با بهره‌گیری از توان علمی و اجرایی این مجموعه، گام‌های مؤثری در مسیر توسعه ورزش دانشجویی کشور برداشته شود.

پنجره به سوی رهایی

پنجره به سوی رهایی


(نویسنده: حجت بقایی)


در این روزهای سرد

تقویم دو پنجره باز کرده است به آسمان

یکی، پنجره‌ای است که بخار از آن بلند می‌شود

بخارِ سجاده‌های کوچک

عطرِ اسپندِ نیمه شعبان

نجوایی آرام در شب

وعده‌ای که پشتِ ابرها پنهان است

منتظرِ گشایشی که قلب را از سنگ می‌تراشد

و آن یکی

پنجره‌ای است که بادِ سردِ بهمن از آن زوزه می‌کشد

آتش است

صدای سوتِ خمپاره نیست

صدای شکستن زنجیر است

فریادِ مردمی که از خاک برخاستند

و گفتند: دیگر کافی است

دهه فجر، زخمی باز است

که با سرخیِ پرچم التیام می‌یابد

شعبان می‌گوید: "صبر، آمدنی در کار است"

بهمن می‌گوید: "ایستادگی، خودِ آمدن است"

یکی، امیدِ غیبی را در دل می‌کارد

و دیگری، زمین را برای کاشت آماده می‌کند

یکی نورِ ستاره‌ای دور است

دیگری شعله تنوری که نانِ فردا را می‌پزد

و من

در این میان

فقط می‌ایستم

بین نورِ نجوا شده

و شعله فریاد شده

و می‌دانم

آنکه در نیمه شعبان خواهد آمد

همان است که بیست و دوم را به آتش کشید

دو ریشه‌اند

در یک تنه

انتظار برای رهایی

+++


#ترانه

#شعرـفارسی

#نیمه_شعبان

#دهه_فجر

#ایام_شعبانیه

#بیست_دوم_بهمن

#ادبیات_توسعه

#بهمن

#حجتـبقایی

#سفارشـترانه

#شعرـنو

#دکتر_بقایی

#ترانهـراک

#دکتر_حجت_بقایی

#پاپ

#رپ

#شعرـسپید

#مشاور_تحقیق_و_توسعه