доктор Ҳоҷат Бағой

доктор Ҳоҷат Бағой

мушовир оид ба тадқиқот ва рушд
доктор Ҳоҷат Бағой

доктор Ҳоҷат Бағой

мушовир оид ба тадқиқот ва рушд

انتشار ترانه «خوشمزه‌ترین شهر زمان» همزمان با روز رشت؛ ادای دینی عاشقانه به پایتخت خوراکیهای ایران

انتشار ترانه «خوشمزه‌ترین شهر زمان» همزمان با روز رشت؛ ادای دینی عاشقانه به پایتخت خوراکیهای ایران

روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه||  اقتصاددان _ ادبیات توسعه|| همزمان با فرارسیدن دوازدهم دی ماه، سالروز رشت، یکی از پرشورترین و خوش‌طعم‌ترین شهرهای ایران، ترانه‌ای با عنوان «خوشمزه‌ترین شهر زمان» منتشر شد. این اثر، تلاشی است برای ثبت شکوه و هویت چندوجهی این کلانشهر ایران و مرکز استان گیلان در قالب کلمات موزون. این ترانه به طور ویژه، روز رشت را نه تنها به عنوان یک مناسبت شهری، بلکه به عنوان «عید دل» و «روز عشق خدا» توصیف می‌کند.

دبیر ستاد مردمی مشاورین تحقیق و توسعه صنعت ایرانی

دبیر ستاد مردمی مشاورین تحقیق و توسعه صنعت ایرانی

دکتر حجت بقایی

«مشاور تحقیق و توسعه»

#ستادمردمی

#مشاورتحقیقوتوسعه

#صنعتایران

#دکترحجتبقایی

#نقشهایران

#مشاور

#برندینگ

#توسعه

#تحقیق

#پژوهش

Secretary of the People's Headquarters of Iranian Industry Research and Development Consultants

Dr. Hojjat Baghaei

"Research and Development Consultant"

Secretary of the People's Headquarters of Iranian Industry Research and Development Consultants


#People_Headquarters

#Research_and_Development_Consultant

#Iranian_Industry

#Dr_Hojjat_Baghaei

#Iranian_Roles

#Consultant

#Branding

#Development

#Research

ترانه: «آوازِ خاموشان» منتشر شد

ترانه: «آوازِ خاموشان»

(ترانه سرا: دکتر حجت بقایی)

 

از رگِ این شهر، بَندِ نَفْس می‌آید به گوش
مُهر بر لبها، سکوتِ محض، فریادی خموش

عقل، زندانیِ زنجیرِ عُرفی کهنه شد
پایِ منطق بسته و این مردمانند، بی‌خروش

صوتِ ما را کَنده‌اند از حلقها، ای دادگر!
شورشِ یک واژه، اَنگاریم، طوفانی به جوش

جلوه بازارِ زر، آیینه زنگارِ ماست
سرد شد آتش زِ رگ، در حسرتِ آتش فروز

باید این دیوارِ وهمی را شکافت با نوکِ ساز
تا بلرزد پایه‌های تختِ این چوبین سروش

جامِ مِی پُر شد زِ زهرِ مصلحتها، ساقیا!
باده انکار را، امشب به جام ما بنوش

حافظ از ما دور شد، حافظ برای ما نَشُد
ما نوایِ دیگری می‌خواهیم از این سَرنوشت

این ترانه از من است، حجت بقایی نامم است
همرهم در اعتراض با مردمان بی حرف زشت

ای غزل، دیگر نه سوزِ عشقِ دیرین، زین به بعد
نقدِ این ویرانه را بردار، این هم پی نوشت!

+++

ترانه: «نعرهٔ قایی»

ترانه:  «نعرهٔ قایی»


[[ ترانه سرا: دکتر حجت بقایی ]]


غریوِ طوفانم و از یالِ شب رَها شده‌ام

چو برقِ تیغِ قاییان، از مرگ هم رَوا شده‌ام


زمین به زیر سمّ اسبِ خون‌چکان می‌لرزد

که من سوارِ ایلِ آتش و صدا شده‌ام


به مرزِ خسته، زخمِ دیوارِ کهن که می‌دوید

من آن شرارِ تیغم و بر جنگ مبتلا شده‌ام


مرا به رزم آزمودِ روزگارِ بی‌امان

به زخم و خشم و قهرِ آهن آشنا شده‌ام


چو رودِ خشم در رگم، نعرهٔ هلاهلِ سپاه

به پیکرِ دشمنِ تاریک، ابتلا شده‌ام


به باد گفتم از دلِ قایی چه شعله‌هاست

گفتا: «حماسه‌ای کهن در تو زنده جا شده‌ام»


به نامِ ایلِ دلاور، تیغ را بلند کن‌ای ترک

که باز در شبِ تاریخ، به عشق رزم پا شده‌ام


+++


قوم قایی یا قبیله کایی از اقوام ترکمن شمال شرق ایران هستند که نقش پررنگی در تاریخ آسیا، اروپا، خاورمیانه، حاشیه دریای کاسپین داشتند ... 

وظیفه خود داتستم که تلنگری بزنم به افکار عمومی که زادگاه این قوم ایران است،